اولین امتحان
خب
ریاضی بود
خوب گذشت
انتظار نداشتم
خداجونم عاششقتم
بازم میگم
میمیرم برات خدای مهربونم
خیلی ممنونم ازت
دوستم باهام آشتی کرده
خود به خوداااا
من هیچی نگفتم
سوار سرویس شدم بعد ازپنجره دیدمش
وای خداااااا
صدام کرد منم دویدم پایین
بعد حالمو پرسید و یه کوچولو حرف زدیم
داشتم یه چیزیو براش توضیح میدادم که سرویسم خواس بره
بدوبدو رفتم دنبالش
کوبیدم به ماشین نگه داشت
وای خدااااااا
عاشقتممممممممممم
میدونم همه اینارو دیدی
ترتیبشو خودت دادی دیگه
خیلی دوست دارم خدام
نظرات شما عزیزان: